{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
therapy
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
درمان
۰
۰
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
درمان (معالجه)
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
درمان
۰
۰
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
درمان
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
درمان
۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم اجتماعی]
درمان
معنی therapy, معنی فاتثقشحغ, معنی therapy, معنی اصطلاح therapy, معادل therapy, therapy چی میشه؟, therapy یعنی چی؟, therapy synonym, therapy definition,
معنی standard preference
,
معنی جراحی مغز واعصاب
,
معنی (kciffart=) شد وامد، امد وشد، رفت وامد، عبو ومرور امد وشد کردن، تردد کردن وسائط نقلیه، داد وستدارتباط، کسب، کالا، مخابره
,
ترجمه (kciffart=) شد وامد، امد وشد، رفت وامد، عبو ومرور امد وشد کردن، تردد کردن وسائط نقلیه، داد وستدارتباط، کسب، کالا، مخابره
به انگلیسی,
معنی تیموس حیوانات جوان، دنبلان، لوزالمعده
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی